خدایا...
زمانی که برای خریدن کتاب به نمایشگاه کتاب رفته بودم و نمی دونم چی منو به سمت غرفه دکتر شریعتی کشوند و باز چه حسی بود که باعث شد من کتابهای دکتر رو بخرم بلافاصله شروع به خوندن کتابهاشون کردم و جذب حرفا و گفته هاشون اعتقاداتشون و خیلی واقعیت ها کرد که تا اون موقع ازش بی اطلاع بودم . از اون موقع بود ایشون رو الگویی برای زندگی خودم قرار دادم.
یه سری از مناجات دکتر رو تو این پست گذاشتم تا شما هم با این دکتر عالیقدر بیشتر آشنا بشید:
خدایا : به من زیستنی عطا کن که در لحظة مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم ، بگذار تا آنرا من خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست می داری . . .
خدایا : چگونه زیستن را تو به من بیاموز ، چگونه مردن را خود خواهم دانست . . .
خدایا : مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان ، اضطرابهای بزرگ ، غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن و لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز . . .
خدایا : در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند ، مرا با نداشتن و نخواستن روئین تن کن . . .
خدایا : آتش مقدس شک را آنچنان در من بیفروز تا همة یقین هایی را که در من نقش کرده اند ، بسوزد و آنگاه از پس تودة این خاکستر ، لبخند مهراوه بر لبهای صبح یقینی ، شسته از هر غبار ، طلوع کند . . .
خدایا : در تمامی عمرم به ابتذال لحظه ای گرفتارم مکن که به موجوداتی برخورم که در تمامی عمر ، لحظه ای را در ترجیح عظمت ، عصیان و رنج بر خوشبختی ، آرامش و لذت اندکی تردید کرده اند . . .
خدایا : رحمتی کن تا ایمان ، نام و نان برایم نیاورد ، قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم ، تا از آنهایی باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند ، نه آنها که پول دین را می گیرند و برای دنیا کار می کنند . . .
خدایا : تو را همچون فرزند بزرگ حسین بن علی ، سپاس می گزارم که دشمنان مرا از میان احمق ها برگزینی ، که چند دشمن ابله نعمتی است که خداوند تنها به بندگان خاصش عطا می کند . . .
خدایا : این کلام مقدس را که به “ رسو “ الهام کرده ای هرگز از یاد من مبر که : من دشمن تو و عقاید تو هستم ، اما حاضرم جانم را برای آزادی تو و عقاید تو فدا کنم . . .
خدایا : به من تقوای ستیز بیاموز تا در انبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم . . .
خدایا : مگذار که ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر ، مرا با کسبة دین ، با حملة تعصب و عملة ارتجاع هم آواز کند .
که : دینم در پس وجهة دینی ام دفن شود .
که : عوامزدگی ، مرا مقلد تقلید کنندگانم سازد .
که : آنچه را حق می دانم به خاطر اینکه بد می دانند کتمان کنم . . .